محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
359
اكسير اعظم ( فارسى )
به آن نيز مفيد است . و همچنين چكانيدن آب مطبوخ پوست مغيلان و مازو و پوست انار مفرد و مركب . و اگر بثره اندرون گوش برآيد شير دختر چكانند . و اگر فائده نشود روغن گل آميخته بچكانند حفظ منفذ بينى به قول شيخ اطليه از ماميثا و صندل و رب غوره و سركه به كار برند و استنشاق سركه تنها شديد المنفعت است . و جرجانى گويد كه هر ساعت سركه به گلاب در بينى بركشند و يا از ماميثا و غيره كه مذكور شد شياف ساخته به گلاب سوده قطره از آن بچكانند و روغن گل يا روغن مورد و اندكى كافور چكانيدن و اندرون بينى طلا كردن سودمند باشد . و گويند كه صندلين به آب گشنيز تازه يا آب نقوع گشنيز خشك يا آب انار بشحم آن افشرده بسايند و اندرون بينى بمالند . و اگر بثره در بينى برآيد شير دختر تنها و يا به روغن گل بچكانند و يا مغز تخم كدو و خيارين و هندوانه سوده با شير دختران يا بز يا آب خالص مفرد و مركب و با اندكى دمالاخوين و كذا مرهم مرداسنگ بمالند . و اگر رعاف عارض گردد و از افراط او ضعف رد نمايد ادويهء حابسهء آن كه در علاج رعاف مفصل مسطور شد به كار برند حفظ فم و حلق شيخ مىفرمايد كه حفظ آن به مثل مكيدن انار و خائيدن تخم آن در ابتدا كنند و مكيدن توت سياه و غرغره برب آن و خصوصاً هنگام آغاز شكايت درد حلق نافع . و ايضاً در آن هنگام واجب است كه رب آن اندك اندك بليسند و به قول جرجانى اگر سماق و گل سرخ و عدس مقشر در گلاب جوشانيده به آب آن غرغره كنند سخت سودمند باشد و غرغره به آب سخت سرد هم مفيد بود . و گويند كه غرغره به آب اشياى باردهء قابضه مانند انار خام و يا گلنار و يا مازوى سبز و يا پوست درخت مغيلان و ثمر آن خيسانيده يا جوشانيده نافع است اگر سرفه نباشد و به شير گاو يا بز كه در آن مغز خيارشنبر حل كرده باشند مفيد . و حكيم شريف خان مىنويسند كه بهتر نزد من آن است كه عناب يكى بعد ديگرى در دهن دارند زيرا كه با وجود نفع او براى جدرى جهت اوجاع آن كثير المنفعت است . و در بياض والد مرحوم مرقوم است كه پوست درخت گوندى و نيب و برگ تنبول به قدر دو چهار برنج سهاگهء بريان كوفته در پارچهء صره بسته در آب تر كنند و بر لب و دهن بگردانند و در حلق بچكانند حفظ ريه به قول شيخ براى حفظ شش چيزى مثل لعوق از عدس با تخم خشخاش نيست . و جرجانى گويد كه هرگاه آبله بيرون آيد اگر در سينه و آواز دشتى باشد و حرارت سخت قوى نباشد و طبع نرم نبود اندك اندك مسكه و شكر بليسانند . و اگر حرارت قوى باشد لعاب اسپغول و بهدانه و روغن بادام و نبات سفيد بدهند و اين لعوق در اين باب نيكو باشد مغز تخم كدوى شيرين دو جزو مغز بادام مقشر كتيرا هر واحد يك جزو و قند سه جزو كوفته بيخته بلعاب بهدانه يا اسپغول به سرشند . و اگر طبع نرم باشد لعوق از صمغ عربى و مغز بادام بريان و يا لعوق مرتب از مغز خيارين بريان و نشاستهء بريان بلعاب اسپغول بريان بسازند . و گويند كه مغز بادام كوفته و يا گزنگبين و يا بهدانه در دهن نگاه دارند . و اگر سرفه عارض گردد بلعوقات و حبوب مناسبهء و غير آن علاج كنند . و اگر خون برآيد زود متوجه حبس آن گردند بدان چه در علاج نفث الدم مذكور شد حفظ قلب شيخ مىفرمايد كه براى حفظ آن مطبوخ انجير و عدس كه سابق مذكور شد بنوشانند تا حرارت را از نواحى قلب منع كند . و طبرى گويد كه خرقهء مبلول به گلاب سرد بر سينه گذارند . و گويند كه اين آنگاه به عمل آرند كه در قلب اضطرابى دريابند . و چون خرقه خشك شود بازتر نمايند . و اگر از اين تسكين نيابد صندل سائيده اضافه كنند و لخلخله ببويانند و مرواريد ناسفته سوده يك ماشه فادزهر معدنى سوده چهار سرخ با عرق نيلوفر يا عرق صندل يا عرق بهار بيد بخورانند . و اگر قدرى گلاب و عرق گاو زبان اضافه نمايند خوب است . و اگر عرق صندل و گاو زبان نباشد صندل سفيد براده كرده و برگ گاو زبان هر يك دو ماشه در عرقى كه حاضر باشد خيسانيده ماليده صاف كرده با مرواريد و فادزهر سائيده بخورانند . و اگر خوش آيد عرق كادى نيز قدرى داخل نمايند حفظ امعا به قول شيخ اكثر حفظ آن بعد ابتدا واجب است و آن بقوابض مغريه بود مثل صمغ و گل ارمنى و اسپغول . و چون اسهال در آخر مرض ابتدا كند معالجه به اقراص طباشير قابض برب ريباس و قرص تخم حماض نمايند . و جرجانى گويد كه تدبير نگاه داشتن روده آن است كه چون جدرى اندر انحطاط افتد شربت حب الآس